سفرنامه

کل اخبار:7
  • روایت نوروز در سفرنامه ادوارد پولاک

    روایت نوروز در سفرنامه ادوارد پولاک

    یاکوب ادوارد پولاک آلمانی که به دعوت امیرکبیر برای تدریس در مدرسه دارالفنون به ایران آمد، کتابی با عنوان «ایران و ایرانیان» از خود به یادگار گذاشت که در شناخت اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران نقش مهمی داشته است. او در این کتاب توضیح مفصلی نیز درباره نوروز و آداب و رسوم آن دارد که با هم مرور می‌کنیم.

  • تجربیات یک ایرانی دانشگاهی از زندگی در آمریکا و کانادا/قسمت یازدهم

    تجربیات یک ایرانی دانشگاهی از زندگی در آمریکا و کانادا/قسمت یازدهم

    بسیار تعجب برانگیز است در کشوری که دچار کمبود آب است، منابع آبی زیرزمینی به سهولت استخراج و صرف آبیاری چمن در فصل گرما می‌شود و از آن طرف، طرح‌های کلانی مثل انتقال آب دریاچه‌ی خزر به مرکز ایران و شیرین کردن آن ارائه می‌گردد.

  • تجربیات یک ایرانی دانشگاهی از زندگی در آمریکا و کانادا/قسمت نهم

    تجربیات یک ایرانی دانشگاهی از زندگی در آمریکا و کانادا/قسمت نهم

    ذکر این نکته نیز مهم است که سیستم مالی هر دو کشور بسیار شفاف است و مثلاً حقوق دریافتی رئیس دانشگاه پورتلند در مجله‌ی هفتگی دانشگاه ذکر می‌شد، یا در بریتیش کلمبیا با مراجعه به یک سایت می‌توان حقوق دریافتی تمامی کارکنان دولتی را ملاحظه نمود.

  • سفر به نیویورک (قسمت سوم)

    سفر به نیویورک (قسمت سوم)

    گوگل دو شعبه اصلی دارد. یکی در کلفرنیاست و دیگری در نیویورک و این دو دوست در شعبه‌ی نیویورک کارآموز بودند. گوگل یک آسمانخراش را حوالی مرکز منهتن خریده است. قبلاً تعریف گوگل را شنیده بودم. این که ورود به آن بسیار سخت بوده و آرزوی مهندسان برق و کامپیوتر این است که در گوگل کار کنند.

  • سفر به نیویورک (قسمت دوم)

    سفر به نیویورک (قسمت دوم)

    خلاصه اگر گذرتان به منهتن افتاد و نزدیک ساختمان راکفلر بودید، با پرس و جو به این نمازخانه بروید و از سید ایوب خبری بگیرید تا میهمانتان کند! موقع خداحافظی خواستیم عکسی با او بگیریم ولی گفت عکس نمی‌گیرد چون حدیثی داریم که مسلمان نباید تصویرگری کند!   

  • آن ور مرز عراقی‌ها با چماق از ایرانی‌ها استقبال می‌کردند!

    آن ور مرز عراقی‌ها با چماق از ایرانی‌ها استقبال می‌کردند!

    دفعه قبل یعنی چند سال پیش که رفته بودم عراق، نوع برخوردها پنجاه-پنجاه بود. یعنی هم برخوردهای خوب دیدم و هم رفتارهایی که چندان مناسب نبودند. این بار هم به مدد تبلیغات چند ماهه اخیر در فضای مجازی با این پیش زمینه رفتم که اوضاع خراب و شکرآب است. با گارد بسیار بسته‌ای وارد این کشور شدم و حتی پیش خودم فکر می‌کردم که آن ور مرز عراقی‌ها با چوب و چماق منتظر ایستاده‌اند برای استقبال از ایرانی‌ها! واقعا چنین تصوری داشتم!

  • سفر به نیویورک (قسمت اول)

    سفر به نیویورک (قسمت اول)

    تصمیم گرفتم سفری به نیویورک داشته باشم. یکی از دوستان استقبال کرد. خوشبختانه دو تن از دوستانش در نیویورک مشغول کارآموزی بودند و باعث شد مشکلی از جهت اسکان نداشته باشیم. بعد از حدود دو ساعت به نیورک رسیدم و با مترو به خانه دوستان دوستم!