کد خبر: 6665
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۰
بحران آب

بهتر است ابتدا اهمّ بحران‌هایی که با آنها مواجه هستیم را بررسی کنیم.

رویکرد امروز «بحران آب» از کجا آمده و چگونه برطرف می‌شود؟ از آنجا که «بحران آب» تنها نیست، بهتر است ابتدا اهمّ بحران‌هایی که با آنها مواجه هستیم را به صورت گذرا مرور کنیم:

- بحران بیکاری (به ویژه جوانان تحصیل کرده) و زیربحران‌های ناشی از آن؛
- بحران بالا رفتن سنّ ازدواج و تبعات منفی مربوط؛
- بحران بالا بودن نرخ طلاق و پیامدهای ناخواستۀ آن؛
- بحران کاهش زادوولد و به پیری گراییدن جمعیّت؛
- بحران سرطان؛
- بحران فساد اداری؛
- بحران ریزگردها (به ویژه در شهرهای غرب و جنوب غربی)؛
- بحران مهاجرت نخبگان که طبق گفتۀ پرفسور حسین باهر به مرحلۀ چهارم آن، یعنی فرار ژن‌ها رسیده‌است. به این معنی که ژن‌های برتر از کشور خارج شده و لذا میانگین ظرفیّت ژنتیکی مردم جامعه، به ویژه برای نسل‌های آتی، تنزّل می‌یابد؛
- بحران تصادفات جاده ای؛

تمامی این بحران‌ها، بحران‌های فراگیری هستند که از یک سو، تمامی ما ایرانیان را آزار می‌دهند و از سوی دیگر، حل شدن آنها مستلزم هم‌فکری، هماهنگی و همکاری تمامی ماست.

 علاوه بر موارد بالا، یک بحران دیگر هم هست که حتّی اگر نخواهیم به آن فکر کرده و در موردش قلم بزنیم، ما را رها نمی‌کند: «بحران نان»، نه نویسنده می‌تواند فارغ از این بحران، آزادانه اندیشیده و قلم بزند و نه خواننده می‌تواند ذهنش را از نگرانی‌های مربوط به کسب روزی رها کرده و با آرامش به مطالعه بپردازد.

 بحران‌های ریز و درشت دیگری هم وجود دارند که در اینجا نام بردن از تمامی آنها لزومی ندارد مگر «بحران مطالعه» که در نگارش هیچ متنی نمی‌توان آن را نادیده گرفت، چرا که متن را برای «خوانده شدن» می‌نویسند و قابلیّت تأثیرگذاری متن تنها در صورتی بالفعل می‌شود که بخش عمده‌ای از ذینفعان آن را بخوانند. با توجه به وجود «بحران مطالعه» در کشور، هر کس که بخواهد در راستای همفکری با سایرین به منظور حلّ بحران‌های جمعی، نکته‌ای که به ذهنش رسیده‌است را با دیگران در میان بگذارد (مانند نگارندۀ متن حاضر) باید کوتاه بنویسد، خیلی کوتاه؛ هر سطر اضافه معادل از دست رفتن صدها هزار خواننده‌ای است که در بهترین حالت فقط متن‌های کوتاه تلگرامی را می‌خوانند.

 خب، چه باید کرد؟ یکی دو بحران که نیست، همه بر هم تأثیرگذاشته، یکدیگر را تقویت کرده و برای اصلاح دیگری مانع تراشی می‌کنند. در چنین شرایطی، از «چه باید کرد» بگذریم، چه می‌توان کرد؟ آیا اصلاً کاری می‌توان کرد؟!

 از این سو، بحران نان می‌گوید «اجالتاً باید به فکر یک لقمه نان برای پر کردن شکم زن و بچه بود»، از آن طرف، بحران آب فریاد می‌کشد که «باید اندیشید، مطالعه کرد، قلم زد، آینده را دید و ...»، و درست در همین لحظه است که بحران مطالعه می‌گوید: «سخن کوتاه باید، والسّلام»!

یادداشت بالا در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۹۶ در روزنامۀ باختر منتشر شده است.

منبع:خلیج فارس

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین اخبار