کد خبر: 15664
تاریخ انتشار: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۱
بچه مهندس

داستان سریال بچه مهندس ۳ به کارگردانی علی غفاری و تهیه‌کنندگی سعید سعدی در تاریخ معاصر و در سه فاز کودکی، نوجوانی و جوانی شخصیت اصلی مطرح می‌شود.

رویکردامروز سریال بچه مهندس ۳ در ۳۵ قسمت توسط حسن وارسته نوشته شده است. لوکیشن های این سریال متنوع بوده گروه تولید در مکان هایی مثل دانشگاه امیرکبیر، خوابگاه دانشگاه علامه طباطبایی و … تصویربرداری سریال را انجام دادند. این سریال در ماه مبازک رمضان هرشب ساعت ۲۱: ۲۰ از شبکه دو بر روی آنتن می رود و ساعت های پخش تکرار آن نیز ۲:۰۵، ۹:۳۵، ۱۵:۱۰ می باشد.

ماجرای کامل سریال بچه مهندس ۳

داستان سریال بچه مهندس ۳ به کارگردانی علی غفاری و تهیه‌کنندگی سعید سعدی در تاریخ معاصر و در سه فاز کودکی، نوجوانی و جوانی شخصیت اصلی مطرح می‌شود. فصل اول این سریال در ماه رمضان ۹۷ و فصل دوم آن در زمستان ۹۷ از شبکه دو سیما پخش شد.

قسمت اول سریال بچه مهندس ۳

اول فیلم با بازجویی جواد جوادی شروع می شود یه جورایی خلاصه کل داستان تا الان. خلاصه داستان فصل ۱ با همه اتفاقای ریزو درشتش بعد خلاصه داستان فصل دوم این سریال. از وقتی که نوزاد بود مادرش او را گذاشت تو پرورشگاه شروع کرد به تعریف، از ماجرای چجوری اسم انتخاب کردن برایش تا پیدا کردن دوست های صمیمی به نام های مژگان و رسول. از فوت مامان صدیقه اش تا موفقیتش تو درس، از عاشق شدنش تا شرط ازدواج مادر ناتنی مژگان که رفتن به دانشگاه و بزرگ شدن بود، از پیدا شدن مادر واقعی اش تا قبول شدن در دانشگاه امیرکبیر تهران.

وقتی جواد برای ثبت نام به دانشگاه می رود جلوی درب ورودی در اثر سهل انگاری نزدیک بود تصادف کند. وقتی می رود داخل و در صف ثبت نام می ایستد بر حسب اتفاق مسعود، همان پسری که می خواست باهاش تصادف کند پشتش می ایستد و همانجا با هم دوست می شوند. مسعود از دختری خوشش می آید و به خاطر آن با پسری در صف دعوا می کند.

فردا آن روز مسعود به دنبال جواد می رود تا برای تحویل اتاق در خوابگاه به جواد کمک کند و به سمت خوابگاه راه می افتند. وقتی به خوابگاه می رسند می فهمند که با همان پسری که مسعود باهاش دعوا کرده بود هم اتاق شده است و…

زمان پخش سریال بچه مهندس 3

قسمت دوم سریال بچه مهندس ۳

داستان این قسمت از سریال با دعوای قاسم و مسعود شروع می شود که باعث فرار مسعود و جواد از خوابگاه می شود. مسعود، جوتد را به خانه خودشان می برد که مادر پدر مسعود از راه می رسند و او را دعوا می کنند که جواد را به خانه شان بردند، از آنجا هم می زنند بیرون می روند سمت خوابگاه که دوباره دعواشون می شود ولی با آمدن نگهبان آروم می شوند. نصف شب جواد از سروصدا بیدار می شود که میبیند قاسم سر وسایلش است و هم اتاقیانش به او تهمت دزدی می زنند او ناراحت شده و به خاطر اینکه نتوانست اثبات کند از خوابگاه بیرون می رود.

جواد و مسعود دنبال قاسم می روند جواد می گوید که قاسم از شهرستان اومده و جایی را بلد نیست و پولی هم ندارد، بالاخره در میدان آزادی پیدایش می کنند که گریه می کرده همانجا این سه نفر با هم دوست صمیمی می شوند. این سه نفر با گذشت زمان متوجه می شوند که به فضا علاقه دارند به همین خاطر تصمیم میگیرند تغییر رشته داده و دانشکده هوافضا بروند. بعد از گذشت چند ترم با هم تصمیم می گیرند که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند جواد می گوید فقط به یک شرط با آنها همراه می شود آن هم اینکه به پرتلند بروند و تصمیم می گیرند روی چند مقاله به اصطلاح دهن پر کن کار کنند تا بتوانند هر سه نفرشان برای پرتلند گزینش شوند و…

قسمت سوم سریال بچه مهندس ۳

اول این قسمت از سریال نشان می دهد که همسر باردار بازپرسی که از جواد بازجویی می کند در پارکینگ به قتل می رسد، حال او دنبال قاتل همسرش می باشد. ماجرای این سه تا دوست بر می گردد به گذشت چند ترم از دانشگاه. حالا آنها توانسته اند پهبادی پیشرفته بسازند. آن ۳ نفر به یک پارک جنگلی می روند برای تست کردن اختراعشان که نیروهای امنیت می فهمند.

قسمت چهارم سریال بچه مهندس ۳

در قسمت قبل ماموران امنیت جواد و قاسم و مسعود را که اختراعشان را داشتند امتحان می کردند دستگیر می کنند، ماموران برای تحقیقات به خوابگاه آنها می روند تا اتاقشان را چک کنند. یکی از ماموران به پرورشگاه خانه مهر می روند برای ادامه تحقیقات درباره جواد جوادی. ماموران فکر می کنند آنها جاسوسن به همین خاطر آنها دستگیر می کنند و به بازجویی آنها ادامه می دهند. از شانس بد آنها پارکی که انتخاب کردند برای امتحان اختراعشان یک منطقه فوق سری بوده است.

آخر سریال بچه مهندس ۳ چه می‌شود

روز ارائه طرح جواد و قاسم و مسعود فرا می رسد اما چون بازداشت هستند به دفاع نمی رسند. اسم تیم جواد و قاسم و مسعود در دانشگاه جهت می باشد. تیم حریف آنها شامل ۳ دختر می باشد که حریف های سرسختی برای هم هستند. از قضا دکتری که برای ارائه دانشجوها در دانشگاه حاضر شده بود را تیم امنیت میشناسند و بهشان زنگ می زند که یک تیم که شامل ۳ پسر به اسم های جواد و قاسم و مسعود می باشند را برای بازجویی گرفتند.

قسمت پنجم سریال بچه مهندس ۳

نیروهای امنیت با رفتن دکتر و استادشان به محل بازجویی متوجه می شوند که آنها جاسوس نیستند و آنها را آزاد می کنند اما پرنده آنها را پس نمی دهند. نیروهای امنیت تلاش می کنند تا این ۳ نابغه را در کشور نگه دارند و ازشون استفاده کنند. این ۳ نفر وقتی به دانشگاه می روند می فهمند که چون به زمان ارائه نرسیدند کارگاه آنها را به گروه رقیبشان یعنی کاوش داده اند. تو این زمان کمی که به مسابقات مانده و کارگاه هم ندارند دنبال چاره ای می گردند.

فردای آن روز جواد پیش دکتر می رود تا تکلیفشان مشخص شود دکتر جواد را نصیحت می کند تا به پرتلند نرود و در کشورش بماند و خدمت کند وقتی به سمت خوابگاه می روند در تاکسی بهشان زنگ می زنند و آدرس می دهند تا به آنجا بروند و پرنده شان را تحویل بگیرند.

قسمت ششم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود به آدرس پارکینگی که دادند می روند و متوجه می شوند که فقط ماشین را اجازه ترخیص داده اند و پرنده و دفترچه جواد هنوز اجازه ترخیص ندارند. بعد از این ماجرا به سمت رستوران می روند تا هم ناهار بخورند هم صحبت کنند که آنجا تین ۳ نفر با هم دعواشون می شود و قاسم و مسعود از رستوران بیرون می روند.

جواد به سمت پرورشگاه می رود و یه سر به آنجا میزند و بعد از آن به سمت آسایشگاه می رود تا به صورت زخمی (پدر مژگان) سر بزند. به آنجا می رود و با او درد دل می کند و درباره دلتگیش واسه مژگان باهاش حرف می زند. جواد از آسایشگاه به قاسم و مسعود زنگ می زند ولی جفتشان رد تماس می ‌کنن.

قاسم در خوابگاه به مسعود می گوید که تصمیم گرفته با سرگروه تیم حریفشان یعنی کاوش حرف بزند تا عضو تیم آنها شود. مسعود عصبانی شده و می رود تا سعی کند بخوابد.

قسمت هفتم سریال بچه مهندس ۳

قاسم به گروه کاوش می رود و از آنها می خواهد که او را بپذیرند و به گروهشان می رود. جواد او را در دانشگاه می بیند و ازش توضیح می خواهد که بهش ماجرا را می گوید جواد عصبانی شده و به سمت نمازخانه دانشگاه میرود. جواد به سمت پرورشگاه می رود تا درد دل کند و یخورده آروم شود. فردای آن روز قاسم با تیم کاوش به مشکل می خورد و از آن گروه بیرون میاید و به سمت مسعود می رود و می گوید فکری در سر دارد آنها به سمت جواد که سر خاک مامان صدیقه اش بود می روند و دوباره جواد و قاسم و مسعود با هم آشتی می کنند و یک تیم می شوند.

تصمیم میگیرند با این وقت کمی که دارند روی پرنده قبلیشان کار کنند با قابلیت هایی جدید بالاخره جواد توانست دکتر را راضی کند تا با این پروژه مواففت کند، آنها شروع می کنند به تکمیل پروژه.

قسمت هشتم سریال بچه مهندس ۳

دکتر توفیقی به تیم کاوش سر می زند که درحال امتحان کردن پرنده شان بود جواد جوادی پیش دکتر توفیقی میرود تا با و حرف بزند و بالاخره توفیقی قبول میکند که با پرنده قبلیشان به مسابقه راه پیدا کنند.

نیروهای امنیت میفهمند تروریستی که همسر یکی از همکارانش را ترور کردند دوباره به ایران برگشته. حامد و قاسم و مسعود متوجه می شوند که دانشگاه برای تیم برنده جایزه ۱۵ میلیونی گذاشته به همین خاطر انرژی میگیرند و مسعود در حیاط دانشگاه رجزخوانی می کند برای تیم های دیگر. آنها شبانه روزی بر روی پرنده شان کار می کنند.

قسمت نهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود برای تست پرنده شان به یک منطقه آزاد می روند، سعید یکی از نیروهای امنیت به آن منطقه میاید و با جواد حرف میزند و ازش برای پروژه اش با دکتر ناطقی کمک می خواهد که می گوید دقت این کارو ندارد و قبول نمی کند. فردای آن روز، روز مسابقه است و تیم جهت خواب می ماند اما با تماس استادیارشان به مسابقه می رسند.

وقتی به مسابقه می رسند و میخواستند شروع کنند یکی از اعضای تیم کاوش که تیم حریف سرسخت جهت می باشد محل را ترک میکند. ابتدای آموزش پرنده شان همه چیز خوب پیش می رود اما بعد از مدتی پرنده از کنترلشان خارج می شود و سقوط می کند. جواد و قاسم و مسعود سرافکنده و ناراحت به سمت خوابگاه می روند اما جواد وسط راه پیاده شده و میخواهد که تنها باشد.

قسمت دهم سریال بچه مهندس ۳

نامزد قاسم برایش النگوهایش را میفرستد تا به مشکل هزینه برای پایان نامه اش کمک کند ازونور جواد گردنبندی که در دوران نوجوانی برای مژگان گرفته بود هم میاورد تا با فروششان کمک هزینه ای شود اما مسعود نمیزارد و میگوید یادگاری عزیزانتان هست. مسعود آنها را با خودش به خانه شان می برد تا از پدرش کمک بگیرد برای پایان نامه اش اما میفهمد که دوباره دعوایشان شده و برای همیشه میخواهد مادرش به ترکیه میرود.

از آنجا به چند شرکت می روند تا برای پروژه شان سرمایه گذار پیدا کنند چندجا می روند اما قبول نمی کنند تا به یک کارخانه می روند اول مسعود با یه دختر کل کل می کند و به اصلاح زبون میریزد اما بعدا میفهمد که آن دختر مدیر کارخانه بوده بعد از ارائه طرحشان و رفتن آنها به آن طرحشان را انداخت سطل آشغال. به خاطر یک سهل انگاری یکی از کارکنان کارخانه دستش در دستگاه گیر میکند و جواد و قاسم و مسعود با هک دستگاه آن را متوقف میکنن و همین باعث می شود که سرمایه گذاری آنها را قبول کند.

قسمت یازدهم سریال بچه مهندس ۳

دانشجو قدیمی که توسط دکتر توفیقی اخراج شده بود با دکتر درگیر میشود اما توسط بادیگاردش جدا می شوند. جواد به دانشگاه رفت که با تیم کاوش صحبت کند که بگوید فهمیده است که پرنده مارا هک کردید تا کنترلش را به دست بگیرید اما خانم مقدم زیربار نرفت و گفت نمیدانم درباره چی حرف میزنید جواد گفت خداکنه که من اشتباه کرده باشم.

قاسم و جواد و مسعود به آن کارخانه ای رفتن که مدیرش آنها را استخدام کردند تا ببینند چه کار کنند. وقتی میرسند شریک آن خانم که برادرش میشد گفت یکی از شماهارو میتوانیم استخدام کنیم جواد هم میگوید ما تیم هستیم یا هر ۳نفر باهم کار میکنیم یا هیچکدوم برادر آن خانم هم می گوید پس هیچکدام را باید انتخاب کنند.

وقتی داشتن از کارخانه بیرون میرفتند همان خانم دنبالشان میرود و می گوید هر۳ نفرشان را پذیرفته است. وقتی قرارداد می بندند یک محل استقامت هم برایشان جور می کنند که خانه پدری خود صاحب کارخانه است و قرار است با بی بی گوهر (سرایدار آنجا) زندگی کنند اول بی بی گوهر ازشون خوشش نمیاد اما بعد مهر جواد و قاسم و مسعود بر دلش مینشیند.سر سفره شام یکی از هم دانشگاهیانشان زنگ میزند و میگوید شماره کسی که هکشان کرده پیدا کرده است آنها هم زنگ می زنند و میفهمند که شماره خانم مقدم است.

قسمت دوازدهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود شروع می کنند به تمیز کردن خانه ای که قرار است آنجا ساکن شوند. خانم مقدم به سلف دانشگاه می رود و به الناز  میگوید که جواد پیشش رفته و گفته که پرنده شان را هک کردند الناز عصبانی می شود و میگوید توقع نداشته که بهش شک کند و آن هم ازش عذرخواهی می کند.

الناز با سپیده به کافی شاپ می روند و الناز بهش میگوید که در ماشین بماند تا زود برگردد بعد از مدتی سپیده به داخل کافی شاپ می رود و میبیند که الناز با دانشجو اخراج شده از دانشگاه قرار دارد و میفهمد که الناز به آن دانشجو پول داده تا با نرم افزاری که او ساخته با گوشی مرضیه پرنده گروه جهت را هک کند.

سپیده به الناز میگوید و الناز تهدید میکند که اگه کسی چیزی بفهمد پدرش از شرکتشان اخراج می شود و میگوید که خودش هم همکارش بوده است. سپیده نمیتواند تحمل کند و فردای آن روز به مرضیه مقدم میگوید ماجرارو و مرضیه پیش دکتر توفیقی می رود و میبیند که جواد هم آنجاست و میگوید که گروهش از مسابقه انصراف می دهند اما دکتر وفیقی با مدارکی که دستش هست میگوید که هک با گوشی شما صورت گرفته و باید صورت جلسه کند که حکمش اخراج از دانشگاه میباشد. او به جواد میگوید که کار او نبوده اما جواد می گوید تشخیص آن به دست دکتر توفیقی است.

قسمت سیزدهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود در کارخانه مشغول به کار می شوند و دستگاهی که خراب است را روش کار میکنند تا درست شود. در این قسمت متوجه میشویم که مرضیه مقدم دختر دکتر توفیقی است و به خاطر خود مرضیه این رابطه دختر پدری پنهان مانده در دانشگاه. مرضیه از رفتار پدرش جلوی جواد ناراحت می شود و برای عذرخواهی برایش گل میگیرد و به اتاقش می رود. فردای آن شب دکتر توفیقی به همراه مرضیه سر پروژه اصلی خودشان می روند.

آنجا پرنده شان را تست می کنند و میفهمند که لپ تاپشان ویروسی شده و باعث شده اختلال پیدا کند پرنده شان. کسی که نرم افزار ویروسی برای پرنده تیم جهت ساخته بود را  گروگان میگیرند ولی تروریستی که دکتر توفیقی را زیر نظر دارد او را نجات می دهد.

بیوگرافی کامل محمود خسرومنش بازیگر نقش قاسم در سریال بچه مهندس 3 ...

قسمت چهاردهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود در خانه در حال انجام کارهایشان هستند که بی بی گوهر هراسان پیش آنها می رود و می گوید دوباره تینوژ یه نفر را آورده برای فروش خانه از آن طرف زنگ می زند به تینا تا بیاید وجلویش را بگیرد وقتی میاید به آن فرد میگوید که قصد فروش نداریم و سپس به یکی از اتاق های خانه می روند و با هم دعوا و دل می کنند از آن طرف مسعود به طرفداری از تینا به آن اتاق می رود و با تینوژ دعوا می کند.

بی بی گوهر به تینا می گوید که حواست به تینوژ باشد تا ارثیه را به باد ندهد. تینا به بی بی می گوید ماشینی که سال های سال در حیاط خانه افتاده است را به مهندس جوادی بدهد تا درست کند و ازش استفاده کنند.تینا از یه آشنا می فهمد که تینوژ وام گرفته. بعد از چند روز تلاش موفق می شود ماشین را تعمیر کند و به مناسبت همین به اتفاق بی بی گوهر به زیارت می روند. تینوژ طرح پرنده جواد و قاسم و مسعود نگاه می کند و متوجه می شود حکم طلا را دارد.

قسمت پانزدهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و قاسم و مسعود که بر روی خط تولید کارخانه کار می کردند بالاخره توانستند خط تولید را راه بندازند و دستگاهی که خراب بود را درست کنند خانم وصال هم یه چک به تیم جهت می دهد به پاس قدردانی. مسعود با چک کردن مواد خام کارخانه و فاکتورها می فهمد که تینوژ برادر تینا داره سوء استفاده می کند و به تینا گزارش می دهد که موادی که برای آزمایش دست شما میاید با مواد توی انبار فرق دارد پول درجه ۱ را می دهید اما بجاش قطعات درجه ۲، ۳ وارد بازار می کنید، تینا عصبانی شده و به وکیلش می گوید که خودشون فاکتورهارا چک کنند تا ببینند مسعود راست می گوید یا نه.

از آن طرف تینوژ با جواد جلسه می گذارد تا درباره طرح پروژه شان حرف بزنند. تینوژ می گوید ۷۰ درصد سود و امتیاز این طرح باید برای ما باشد که طرف اول قرارداد هستیم ۳۰ درصا مال شما اما جواد قبول نمی کند  می گوید قراردادی که بستیم اینجوری نیست و کل امتیاز مال خودمونه فقط ۷۰ درصد از سود فروش مال شماست.با هم بحث می کنند و جواد کلافه شده و از اتاق بیرون می رود.وقتی به خانه می روند ۳تایی با هم صحبت می کنند تا ببینند چه کار کنند و نتیجه میگسرند که در ازای مبلغی طرح را به آنها بفروشند.

قسمت شانزدهم سریال بچه مهندس ۳

بعد از سالها فردی دم در خونه جواد میاید و میفهمد که رسول رفیق دوران بچگیش در خانه خورشید است. وقتی به داخل می رود از خاطرات خانه خورشید برای مسعود و قاسم صحبت می کند از دعوا کردناشون تا خواستگاری کردن جواد از مژگان. فردای آن روز سر سفره صبحانه دوباره حرف از رفتن جواد به پرتلند می شود و بی بی گوهر ناراحت و با چشمان گریان به سمت اتاق می رود بعد از مدتی جواد به اتاق میرود و بی بی گوهر شروع به نصیحت کردنش می کند که شاید بماند و به قول خودش یه دیار غربت نرود.

جواد و قاسم و مسعود و رسول به تهران گردی می روند و تینا وصال به مسعود پیامک می دهد تا تنهایی به کارخانه برود و جلسه ای بزارند مسعود می گوید با قاسم می رود تا جواد و رسول به یاد بچگی آن روز را باهم باشند. مسعود به قاسم می گوید دم در بماند تا بیاد وقتی میره تو جلسه سر امتیاز پرنده شان و کارهای تینوژ بحث میکنند ولی به نتیجه ای نمی رسند. مسعود که از ریخت و پاش تینوژ میگوید، تینا تصمیم میگیرد که سر از کارای تینوژ دربیاورد و شبانه به آدرسی می رود که شاهد پارتی گرفتن تینوژ می شود و به مسعود زنگ می زند و میگوید حتما باید امشب ببینتش…

قسمت هفدهم سریال بچه مهندس ۳

جواد و رسول با هم به پارک رفتن تا از گذشته و خاطراتشون حرف بزنند بعد چشمشان به بلال میافتد و مراسم بلال خوری راه میاندازند. مسعود به آدرسی که تینا داده بود میرود و محل قرارشان یک رستوران سیک چینی بود. در آنجا ابتدا حرف از پرنده و امتیاز و قرارداد و ارائه یک نمونه از طرحشان بود که مسعود عصبانی شده و به بیرون می رود ولی وکیل تینا وصال دنبالش می رود و برمی گردانتش.

وقتی سر میز مینشیند اول به صورت غیر مستقیم بهش منظورشو میرساند و بعد از احساسش بهش می گوید و از علاقه ای که بهش دارد می وید و برای اطمینان از روراستی حسش همه مدارک و قراردادهایی که از آن ۳ نفر داشت به مسعود پس می دهد و ازش میخواد که فکر کند و زود جواب ندهد. مسعود به فکر رفت و وقتی به خانه رسید ماجرارو به جواد و قاسم گفت.

بهشان گفت که دیگه نمیخواد از فردا به کارخانه بروند ولی جواد باهاش دعوا میکند که دارد از احساس آن دختر سوء استفاده میکند ولی قاسم موافق بود. بعد از گذشت آن شب دم اذان صبح قاسم از خواب بیدار میشود و یواشکی به سمت آن مدارک می رود ولی تا برمیدارد اذان میگوید و با شنیدن اذان سرجایش میزارد. فردای آن روز به خانه خورشید می روند تا نذر هرساله ای که جواد برای مادر صدیقه اش انجام میدهد را ادا کنند. جواد به سمت فرودگاه میرود تا بابا اسماعیل را بیاورد که مطلع میشوند در فرودگاه به رحمت خدا رفته است.

منبع: مجله اینترنتی کولاک

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین