اسرائیل

همه سیستم یک بازی، یک فریب است و اینگونه کار می کند: وقتی طبقه حاکم می‌ خواهد روی ایجاد یک کشور با رفاه سوسیالیستی تمرکز کند، فرهنگ سنتی را در هم بپاشد، هنجارهای مذهبی را پشت سر بگذارد و یا کنترل اسلحه را به اجرا درآورد، آنگاه لیبرال دموکرات ها را به قدرت می رساند؛ زمانی هم که بخواهد روی ایجاد یک کشور جنگاور تمرکز داشته باشد و با هدف توسعه جنگ علیه تروریسم دشمنان خارجی ایجاد کند و به یک کشور با سطح نظارتی جهانی تبدیل شود، آنگاه جمهوری‌ خواهان محافظه کار را روی کار خواهد آورد.

رویکردامروز اعضای جناح «راست» و «راست افراطی» دوست دارند از واژه هایی همچون «سازمان»، «عمق کشور»، «جهانی گرا» و غیره در توصیف دشمنان سیاسی آزادی خواه خود استفاده کنند و بله، من هم از همین واژگان استفاده می کنم و در اقدامی کمی متهورانه تر، همه موارد فوق را به سادگی «طبقه حاکم» می نامم. با این حال، محافظه‌ کاران به ندرت درست تشخیص می‌ دهند که چه کسانی طبقه حاکم را تشکیل داده اند. محافظه کاران در زمان استفاده از واژگان فوق به باراک اوباما، هیلاری کلینتون و در کل به دموکرات های لیبرال حمله می کنند. اگرچه هیچ شکی نیست که به بسیاری از لیبرال دموکرات ها دستاویز طبقه حاکم هستند، این مساله درباره بسیاری از جمهوری‌ خواهان محافظه‌ کار نیز صدق می کند. طبقه حاکم فلسفه ها، اولویت ها و سیاست گذاری های هر دو حزب بزرگ در واشنگتن را انحصاری کرده است. این طبقه حاکم است که پارادایم فریب کارانه کمال گرایی چپ و راست را تعیین می کند. کل مباحثات سیاسی در آمریکا حول پارادایم (الگوی) چپ و راست می چرخد. اگر یک جمهوری خواه باشی، دموکرات ها دشمن هستند و اگر یک دموکرات باشی، جمهوری خواهان دشمن به شمار می‌روند. کل سیستم سیاسی حول محور هم این تصور می چرخد.

همه سیستم یک بازی، یک فریب است و اینگونه کار می کند: وقتی طبقه حاکم می‌ خواهد روی ایجاد یک کشور با رفاه سوسیالیستی تمرکز کند، فرهنگ سنتی را در هم بپاشد، هنجارهای مذهبی را پشت سر بگذارد و یا کنترل اسلحه را به اجرا درآورد، آنگاه لیبرال دموکرات ها را به قدرت می رساند؛ زمانی هم که بخواهد روی ایجاد یک کشور جنگاور تمرکز داشته باشد و با هدف توسعه جنگ علیه تروریسم دشمنان خارجی ایجاد کند و به یک کشور با سطح نظارتی جهانی تبدیل شود، آنگاه جمهوری‌ خواهان محافظه کار را روی کار خواهد آورد.

وقتی مساله به اقدام با در نظر گرفتن خوشایند بانکدارهای بین المللی به معنای ایجاد اقتصادی  بدهی محور باشد، آنگاه هم جمهوری خواهان و هم دموکرات‌ ها به خوبی از عهده کار بر می آیند. تنها تفاوت در سیاست‌ گذاری‌ های اقتصادی محافظه‌ کاران و لیبرال ها در واشنگتن این است که لیبرال ها می خواهند مالیات ببندند و خرج کنند و جمهوری‌ خواهان ترجیح می دهند وام بگیرند و خرج کنند. به هر حال، هر دو گروه می خواهند خرج کنند. هیچ یک از این دو گروه هیچ اهمیتی به اصول پولی و مسئولیت مالی نمی دهد. این مساله هیچ ارتباطی هم با رئیس جمهوری که در کاخ سفید است یا حزبی که کنگره را کنترل می کند، ندارد. در هر صورت، بدهی ملی آمریکا و کسری بودجه روند صعودی خواهد داشت.

این مساله همچنین نشان می دهد که چرا رئیس جمهوری هر کسی که باشد، اعضای کابینه شبیه هم هستند. دولت دونالد ترامپ شبیه به دولت باراک اوباماست؛ دولت باراک اوباما شبه به دولت جورج دابلیو. بوش و دولت بوش شبیه به دولت بیل کلینتون. رئیس جمهوری وزرای کابینه و مقامات دولت را انتخاب نمی‌ کند؛ این طبقه حاکم است که آنها را بر می گزیند.

در حقیقت، وزنه سنگین در همه اتاق های پشتی در واشنگتن لابی‌ گری اسرائیل است. به هر دلیلی و برای هر هدفی اسرائیل و طبقه حاکم با یکدیگر متحد و همسو هستند. لازم به ذکر است بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای رده بالای دولت ایالات متحده شهروندان خارجی، اسرائیلی، هستند. دو ملیتی های آمریکایی-اسرائیلی دولت ایالات متحده را قبضه کرده اند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل (سیاستمداری فاسد و یک قاتل جمعی) سال هاست که در خفا و آشکارا می گوید که اسرائیل ایالات متحده را کنترل می کند. شکی ندارم که بیشتر آمریکایی‌ ها به دلیل کنترل صهیونیسم بر رسانه های آمریکایی هیچ اطلاعی ندارند که سفارت ایالات متحده در اسرائیل چطور چشم خود را به روی اقدامات اسرائیلی علیه آمریکایی‌ ها می بندد. داستان های زیادی درباره کشته شدن آمریکایی ها توسط اسرائیل وجود دارد که در همه موارد سفارت ایالات متحده به وزارت خارجه و حتی کاخ سفید خواه تحت کنترل یک دموکرات بوده باشد و خواه یک جمهوری خواه، بر این کشتارها سرپوش گذاشته اند.

یکی از عملکردهای اولیه سفارت ایالات متحده در خارج از این کشور ارائه خدمات به شهروندان امریکایی است که از جمله آنها کمک به آمریکایی‌ ها در صورت بدرفتاری مقامات محلی با آنهاست. این مسئولیتی است که همه سفارت ها آن را جدی می گیرند و می‌توان گفت که تنها استثنا در این زمینه سفارت در قدس اشغالی است. سفارت های ایالات متحده  قرار است از شهروندان این کشور محافظت کنند، اما سفارت در قدس اشغالی مسئول محافظت از منافع اسرائیلی و سرپوش گذاشتن بر کشتار های متداول بنیامین نتانیاهو از جمله اقدامات او در بمباران در سوریه است.

سوال این است که وقتی بنیامین نتانیاهو می داند که کنترل آمریکا را در دست دارد، چرا مسیحی های اوانجلیک از این مساله بی اطلاع هستند؟ دلیلش واضح است؛ آنها تحت تاثیر دکترین های نادرست صهیونیسم مسیحی هستند. 

زمان آن رسیده است که آمریکایی‌ ها خودشان مجددا کنترل آمریکا را در دست بگیرند. 

منبع: پایگاه اینترنتی چاک بالدوین لایو / تحریریه دیپلماسی ایرانی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین