علی اصغر سعیدی

همیشه غافلگیر می‌شویم. تفاوتی هم ندارد که سیل باشد یا زلزله. همیشه بهانه‌ای وجود دارد برای غافلگیری. یک بار «فکرش را نمی‌کردیم» و یک بار دیگر، سرگرم مسائل سیاسی بوده‌ایم. این غافلگیری انگار امسال نمود بیشتری داشت. ابتدای آن با سیل بود و این اواخر هم که برف بی‌سابقه،

رویکردامروز همیشه غافلگیر می‌شویم. تفاوتی هم ندارد که سیل باشد یا زلزله. همیشه بهانه‌ای وجود دارد برای غافلگیری. یک بار «فکرش را نمی‌کردیم» و یک بار دیگر، سرگرم مسائل سیاسی بوده‌ایم. این غافلگیری انگار امسال نمود بیشتری داشت. ابتدای آن با سیل بود و این اواخر هم که برف بی‌سابقه، مناطق شمال کشور را با مشکل روبرو کرد. اما مشکل کجاست؟ چرا هیچ وقت یک پله جلوتر از مشکلات نیستیم و همیشه غافلگیر می‌شویم. چرا مردم آنقدر بی‌اعتماد هستند که در مواردی همچون زلزله کرمانشاه خودشان آستین بالا می‌زنند و وارد کار می‌شوند؟

علی اصغر سعیدی جامعه‌شناس و مدیر گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معتقد است که ریشه این مساله، در عقب‌ماندگی ما در حوزه مدیریت است. او در این گفت‌وگو برخی ریشه‌های مشکلات ما در حوزه مدیریت بحران را آسیب‌شناسی می‌کند.

-آقای سعیدی مساله‌ای که در این یک سال بیشتر از هر زمانی با آن روبرو بودیم، مدیریت بحران است. به نظر می‌رسد که هر بار با مشکل روبرو و هر بار هم غافلگیر می‌شویم. شما ریشه اصلی این مساله را در کجا می‌بینید؟ آیا ما اساسا به چیزی به نام مدیریت بحران مسلط هستیم؟

یکی از دلایلی که این مشکلات در بحران پیش می‌آید، خود بحث مدیریت بحران است. این مساله به مشکلات و چالش‌هایی بازمی‌گردد که نظام رفاهی کشور با آن روبروست. نظام رفاهی از سیستم بیمه‌ای، حمایتی و امدادی تشکیل شده که دو بخش از این سه مورد، هم‌پوشانی دارند. در حقیقت در دو بخش حمایتی و امدادی، مدیریت دوگانه وجود دارد. یعنی هماهنگی‌های لازم را ندارند و زمانی که صحبت از توانمندسازی و حمایت از گروه‌های فقیر می‌شود، با مشکل روبرو می‌شویم. در حقیقت اینها برنامه مشترکی ندارند و حتی در بخش امدادی شاهد یک دوگانگی مدیریتی هستیم که مشکل را تشدید می‌کند.

در همین رابطه و در سال 83 گزارشی از سوی سازمان موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی تهیه شد که این دوگانگی‌ها را شناسایی کرد و به صورت طرح، به دولت ارائه شد. اما همین طرح هم در راه، تغییر کرد و با مخالفت شورای نگهبان روبرو شد. همین مساله هم سبب شد دوگانگی‌ها ادامه‌دار شود. من معتقدم تا زمانی که مساله در همان سطحی که آن زمان مطرح شده بود حل نشود، مشکل کماکان ادامه خواهد داشت. به خصوص در بخش امدادی، سازمان‌هایی مانند هلال‌احمر و کمیته امداد داریم که باید در بحران‌ها به خوبی مدیریت شوند. مثلا در زلزله کرمانشاه یا دیگر بلایای طبیعی، گروه‌هایی از سازمان‌های غیردولتی وارد می‌شوند و همین مساله ورود سازمان‌های امدادی را به مرحله بعدی موکول می‌کند.

در چنین بلایایی، مساله هجوم گروه‌های مختلف مردم را هم شاهد هستیم. در عین حال نباید فراموش کنیم که بخشی از امدادرسانی می‌تواند با کمک گرفتن از کشورهای دیگر و در سطح بین‌المللی باشد. مثلا در زلزله رودبار، آمریکا وارد قضیه شد و بیمارستان ساخت. در حقیقت در برخی مسائل، آنقدر حجم مشکل بزرگ است که باید از سازمان‌های بین‌المللی کمک گرفت.

-مساله این است که انگار برخی از سازمان‌ها اساسا برنامه‌ای برای مدیریت بحران ندارند. اینکه شما می‌گویید دوگانگی وجود دارد برای زمانی است که یک برنامه مشخص وجود داشته باشد. اینطور نیست؟

به نظرم این مساله به این خاطر است که دوگانگی در مدیریت باعث ناهماهنگی شده و سبب می‌شود که امکان برنامه‌ریزی درست نباشد. برای همین اینطور به نظر می‌رسد که سازمان‌ها برنامه مشخصی ندارند. یا ممکن است برنامه داشته باشند اما قابلیت اجرا نداشته باشد. همین مساله هم سبب واکنش مردم و ورود آنها به صحنه امدادی می‌شود.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم، مساله ریسک‌های خارجی است. در قرون 17 و 18 که عصر روشنگری بود، با این ایده بحث‌هایی آغاز شد که انسان به لحاظ پیشرفت علم می‌تواند از ریسک‌های خارجی جلوگیری کند و این مساله آغاز عصر روشنگری بود. اما ما در بسیاری از حوادث داخل کشور، شاهد هستیم که از این تجربیات برای کاهش ریسک‌ها استفاده نمی‌شود. این بدان معنا نیست که علم مربوط به آن وجود ندارد. بلکه وجود دارد و باید از تجربیات سایر کشورها بهره ببریم.
در سیل ابتدای امسال هم هیاتی برای بررسی تشکیل شد اما در حوزه عمومی، بحث یا صحبتی درباره آن نشد. این بدان معنا نیست که از لحاظ علمی عقب هستیم بلکه در بخش مدیریتی عقب مانده‌ایم. شاید نقدهای بسیاری به نظام اقتدارگرای پهلوی وارد کنیم اما باید تاکید کرد که همان نظام هم در صورت لزوم، از تمام قوا برای پیشبرد مسائل استفاده می‌کرد. از جمله خاطراتی که آقای رضا نیازمند – از مدیران قدیمی و بنیانگذار سازمان گسترش و نوسازی – می‌گفت این بود که بسته‌هایی برای ارسال به مس سرچشمه در راه مانده بود که راهی جز استفاده از هلی‌کوپترهای هوانیروز نبود. به همین خاطر هماهنگی‌های لازم انجام شد تا از ارتش در این مساله کمک گرفته شود.

نکته دیگری که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که ما به دلایل مختلف در حوزه روشنگری و آکادمیک به مساله اورژانس و امداد توجه نمی‌کنیم در حالی که این مسائل از جمله حوزه‌های رفاهی است و نیاز به توجه دارد. من از آقای ربیعی تعجب می‌کنم که روزگاری درس مدیریت بحران را در دانشگاه می‌داد و حالا خودش وقتی در یک بخش دولتی یا وزارتخانه قرار می‌گیرد، باز هم قادر به مدیریت بحران نیست. این نشان می‌دهد که متخصصان ما به دلیل عدم هماهنگی، کارایی خودشان را از دست می‌دهند.

-پس معتقد هستید که بخشی از این مشکل، باعث ایجاد نارضایتی در مردم و هجوم آنها برای کمک رسانی می‌شود؟

بله. همین مساله سبب کاهش سطح اعتماد مردم می‌شود. شاید اصلی‌ترین مساله در یک نظام دولت- رفاهی، رسیدگی امدادی به مسائل است. مثل امنیت که نیاز به حضور به موقع پلیس در صحنه وقایع دارد. تمام اینها مجموعه‌ای از عوامل است که تحت عنوان امنیت اجتماعی یا social security تعریف می‌شود. این مساله با امنیت ملی که پایه اول دولت است، متصل می‌شود که البته به کلی مغفول مانده است.

گفت‌وگو: سپیده اشرفی – سرزمین انرژی 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 8 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین