کد خبر: 10829
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۵
آندرا استراماچونی

بی‌‏تردید رفتن یک مربی موفق فوتبال از کشور همه دغدغه یک جامعه نیست، اما نمونه‌‏ای است از سایر نمودهای عینی تشویش در مدیریت کشور.

رویکردامروز فسخ یک‏‌طرفه قرارداد مربی ایتالیایی با تیم استقلال نمونه‌‏ای است از یک بحران در مدیریت کشور که زنگ خطر آن سال‏هاست به گوش می‏رسد. آندره استراماچونی مربی موفقی که آبی‏های ناکام پس از ۳ سال امید داشتند تا با او به روزهای اوج خود برگردند لا به ‏لای چرخ‏دنده‌های بی‌کیافتی مدیریت در کشور قربانی شد تا حالا در شرایطی که برنامه نودی نیز وجود ندارد تا به ابعاد این بی‏‌مسئولیتی بپردازد؛ نشانه‏ای تازه از یک زوال بیم‌‏آلود در مدیریت کشور را به رخ بکشد.

در‏حالی‏که همین شرایط برای قرمزهای پایتخت در رفتن برانکو و ماجراهای پرابهام سرمربی تیم‏ملی نیز رقم خورد. موضوعی که احتمالاً طی روزهای آینده مانند سایر تصمیم‌های اشتباه بین مقصران پاس‏کاری خواهد شد و هیچ‏کس در نهایت مسئولیت آن را بر عهده نخواهد گرفت. با کنار هم گذاشتن پازل تصمیم‌های غلط به خصوص در دو سال گذشته می‌توان دریافت که نظام سیاسی و تصمیم‏گیری کشور با بحران مدیریت روبه‏رو است.

در‏حالی‏که مردم دلخوش به وعده ‏های رئیس ‏جمهوری پای صندوق رای رفتند تا شاهد سلسله اشتباهات مدیریتی گذشته نباشند، حالا اما تنها با تکرار یاس و نا‏امیدی از بازگشت به دوران شکوه در همه عرصه‏ های اقتصادی، ورزشی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی روبه‏رو شده ‏اند. در این میانه بدون چشم‌‏انداز، افکار عمومی تنها با انواع تهدیدها از سوی برخی مسئولان مواجه می‌شوند بی‏‌آنکه بدنه تصمیم‏‌ساز و مدیران هیچ‏گونه پاسخی برای این حجم از آشفتگی به مردم بدهند. در نهایت اما این مردم هستند که همواره توپ در زمین‌شان است و احتمالاً اعتراضی هم اگر دارند با دوربین‏های مدار‏بسته متعدد تهدید می‌شوند و اگر از مسئولان بخواهند که در خصوص مثلاً قرارداد سرمربی تیم‌‏ملی که از بودجه خودشان برایش هزینه می‏شود شفاف‌‏سازی شود با یک عبارت روبه‏رو می شوند که این قرارداد محرمانه است!


در این شرایط که مردم با جابه‌‏جایی عجیب مرزهای دیدگاه‏های منتخبان خود قبل از انتخاب و بعد از آن، مواجه می‏شوند چگونه می‏توانند با روحیه و امید به فردا، کنش سیاسی مطلوب در بزنگاه‏های حساس داشته باشند. بی‌‏تردید رفتن یک مربی موفق فوتبال از کشور همه دغدغه یک جامعه نیست، اما نمونه‌‏ای است از سایر نمودهای عینی تشویش در مدیریت کشور.


با این همه، باید گفت که اقتصاد و سیاست کشور تنها به یک انقلاب مدیریتی نیازمند است. تحولی برخاسته از تغییر رویکرد در گفتمان غالبی که از هرگونه پاسخگویی منطقی به افکار عمومی فرار می‏کند و گاهی با پاسخ‌ها، خنده‌ها و واکنش‌‏هایش، اعصاب مردم را به بازی می‏گیرد. توسعه اقتصادی و سیاسی بی‏شک در گرو آزادی رسانه‌‏هایی است که آن‏قدر مخاطب به آن اعتماد کند که تمام حرف‏هایش را از زبان آن بشنود. جایی که رسانه آزاد باشد و در خصوص هر مسئله‏ای مطالبه‏‌گر باشد بی‏تردید هیچ مدیر و مسئولی نمی‏تواند از عواقب کار خود فرار کند. معضل اصلی این روزهای کشور همین فاصله‏‌ای است که بین تصمیم‌‏سازان با مطالبات عمومی رخ داده است. جایی که حتی برنامه پر‏مخاطب و شریفی چون ۹۰ را برنمی‏تابند مبادا که مجبور به پاسخگویی باشند.

منبع: ابتکار /ژوبین صفاری

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار

پربحث‌ترین